Never walk on the traveled path, because it only
leads you where the others have been .
(Grahan Bell)
هرگز در مسیر پیموده شده گام برندارید، زیرا این راه تنها به
همان جایی می رسد که دیگران رسیده اند.
سلام
اینم آدرس چند تا سایت که فکر می کنم به دردبخور باشه:
۱- سایت دانشکده مواد دانشگاه کمبریج که از اون می تونید برخی درسهای مرتبط رو دانلود کنید:
http://www.msm.cam.ac.uk/phase-trans/teaching.html
۲- در سایت این گروه می تونید ۳ کتاب زیر رو بصورت رایگان دانلود کنید:
الف) Worked examples in the Geometry of Crystals
این هم آدرس لینک دانلود
http://www.msm.cam.ac.uk/phase-trans/2001/crystal.html
ب) Bainite in Steels
این کتاب رو هم میتونید فصل به فصل و هم کامل دانلود کنید که کامل اون هم به ۲ صورت کم حجم و با حجم زیاد موجود است.
دانلود از:
http://www.msm.cam.ac.uk/phase-trans/newbainite.html
ج) The Alloying Elements in Steel
دانلود از:
http://www.msm.cam.ac.uk/phase-trans/2004/Bain.Alloying/ecbain.html
موفق باشید
![]()
خطوط افقي در نمودار، نشان دهندهٔ استحالههاي همدما هستند.
· استحالهٔ يوتکتيک : دما ۱۱۴۸ºC، غلظت کربن ۴٫۲۰ درصد
· استحالهٔ يوتکتوئيد : دما ۷۲۷ºC، غلظت کربن ۰٫۸۰ درصد
· استحالهٔ پريتکتيک : دما ۱۴۹۵ºC، غلظت کربن ۰٫۱۸ درصد
البته بايد توجه داشت که غلظتها و دماهاي ذکرشده براي آهن-کربن خالص بوده و با حضور عناصر آلياژي ديگر، اين ثابتها تغيير ميکنند.
آلوتروپهاي آهن
آهن آلفا (يکي از آلوتروپهاي آهن است. اين آلوتروپ از دماي ۲۷۳- درجه سانتيگراد تا ۹۱۰ درجه سانتيگراد پايدار است. اين آلوتروپ داراي ساختمان بلوري مکعبي مرکزپر (bcc) است.
ثابت شبکهٔ آهن آلفاي فرومغناطيس، ۲/۸۶ آنگستروم است).
·آهن گاما (يکي از آلوتروپهاي آهن است که در محدودهٔ دمايي ۹۱۲ تا ۱۳۹۴ درجه سانتيگراد پايدار بوده و ساختمان بلوري fcc (مکعبي مرکزپر) دارد).
آهن دلتا (يکي از آلوتروپهاي آهن است که از دماي ۱۴۰۱ درجه سانتيگراد تا ۱۵۳۹ درجه سانتيگراد (نقطهٔ ذوب آهن) پايدار است.
آهن دلتا داراي ساختمان بلوري مکعبي مرکزپر (bcc) است. آهن دلتا داراي خاصيت پارامغناطيس بوده و ثابت شبکهي آن بزرگتر از آهن آلفا است.
ثابت شبکهٔ آهن دلتا، ۲/۹۳ آنگستروم است).
فازها و ساختارهاي مخلتف نمودار فازي
فريت (به محلول جامد از نوع بيننشيني کربن در آهن آلفا α-Fe (آهن مکعبي مرکزپر) فِريت گفته ميشود.
حداکثر غلظت کربن در فريت حدود ۲/. درصد وزني و در دماي ۷۲۷ درجه سانتيگراد است.
مقاومت کششي فريت در حدود ۴۰۰۰۰ پسي (psi) است).
اوستنيت (به محلول جامد از نوع بين نشيني کربن در آهن گاما (آهن مکعبي وجوه مرکزپر) اوستنيت گفته ميشود.
حداکثر حلاليت کربن در آهن گاما، ۲ درصد در دماي ۱۱۴۷ درجه سانتيگراد است. اوستنيت در دماي محيط پايدار نيست)
· سمنتيت (سِمِنتيت يا کاربيد آهن يک ماده مرکب شيميايي به فرمول شيميايي Fe3C داراي ۶/۶۷ درصد کربن است. سمنتيت فازي بسيار سخت و شکننده است.)
· لدبوريت به مخلوط يوتکتيکي اوستنيت و سمنتيت، لدبوريت گفته ميشود که از مذابي با ۴/۳ درصد کربن در دماي ۱۱۴۷ درجه سانتيگراد تحت يک واکنش يوتکتيکي حاصل ميشود. از آنجايي که اوستنيت در دماي محيط پايدار نيست و بر اساس يک واکنش يوتکتوئيدي به پرليت تبديل ميشود، لذا ساختمان لدبوريت در دماي محيط بصورت پرليت و سمنتيت خواهد بود.
پرليت پرليت به مخلوط يوتکتوئيدي فريت و سمنتيت گفته ميشود.
پرليت تحت يک تحول يوتکتوئيدي از آهن گاما با ۰/۸ درصد کربن در ۷۲۳ درجه سانتيگراد حاصل ميشود.
· مارتنزيت اگر اوستنيت به قدري سريع سرد شود که هيچ يک از استحالههاي بر پايهٔ نفوذ در آن اتفاق نيافتد و فوق سرمايش تا حدي ادامه يابد که ساختار fcc پايدار نباشد، اين ساختار بصورت برشي به bcc تبديل ميشود که از کربن فوق اشباع شده است. فاز حاصل را مارتنزيت مينامند.
منبع:ويكي پديا
اشعههای ایکسی که برای پراش استفاده میشوند، معمولاً طول موجی در حدود ۰/۵ الی ۲/۵ آنگستروم دارند.
این روش بر پایهٔ خاصیت موجی اشعه ایکس استوار است. هستهٔ اتمها در یک شبکهٔ کریستالی به فاصلهٔ کمی (در حدود چند آنگستروم) از یکدیگر قرار گرفتهاند. بازتابش اشعهٔ ایکس از این صفحات متوالی منجر به تداخل سازنده یا ویرانگر امواج ایکس میشود. در صورتی که امواج تداخل سازنده داشته باشند، با استفاده از فرمول براگ میتوان فاصلهٔ صفحات کریستالی و در نتیجه اندازه و نوع سلول واحد را بدست آورد.
نمودار
روشهای متداول
* روش لاوه (لائو)
* روش پودری
* روش دبای-شرر
* روش تفرق سنجی (دیفرکتیومتری)
قانون براگ
nλ=2dsinθ
که در این فرمول d فاصلهٔ بین صفحات کریستالی، θ زاویهٔ برخورد پرتو تابشی به صفحهٔ اتمی، λ طول موج اشعه ایکس تابشی و n یک عدد صحیح است که معمولاً ۱ در نظر گرفته میشود
یک نمونه دستگاه تفرقسنج اشعه ایکس
اگر بپذیریم که نانوفناوری، توانمندی تولید مواد، ابزارها و سیستمهای جدید با در دست گرفتن کنترل در سطوح ملکولی، اتمی و استفاده از خواص آن سطوح است، آنگاه در مییابیم کاربردهای این فناوری، در حوزههای مختلف اعم از غذا، دارو، تشخیص پزشکی، فناوری زیستی، الکترونیک، کامپیوتر، ارتباطات، حمل و نقل، انرژی، محیط زیست، مواد، هوافضا، امنیت ملی و غیره خواهد بود؛ به گونهای که به زحمت میتوان عرصهای را که از آن تأثیر نپذیرد معرفی نمود. به عنوان مثال، لاستیکهای با عمر بالای ده سال و دارورسانی به تک سلولهای آسیب دیده در بدن، از تواناییهایی است که بشر به مدد نانوفناوری به آن دست یافته است. دانشمندان امیدوارند با گسترش فعالیتها در نانوفناوری، علاوه بر صرفهجوییهایی که در اثر ارتقای کیفیت در محصولات سنتی ایجاد میکنند، به مواد و محصولات با خواص جدید و چند منظوره دست یابند.
به دلیل تأثیر این فناوری بر اکثر صنایع و فناوریهای موجود، عقیده صاحب نظران این است که متخصصان رشتههای مختلف بدون گرایش به مباحث نانو در دهههای آینده، فرصتی برای رشد نخواهند داشت و شکوفایی بسیاری از فناوریهای مهم از جمله فناوری اطلاعات و بیوتکنولوژی به عنوان دو دستاورد بسیار عظیم قرن بیستم بدون بهرهگیری از نانوفناوری دچار اختلاف خواهند شد. از این جهت این مسئله برای دانشگاهیان، محققان و مسؤولان هر کشور امری حیاتی است.
آلیاژهای حافظه دار شامل گروهی از مواد فلزی هستند که قابلیت بازگشت به شکل اولیه را هنگامی که تحت بار مکانیکی مناسب قرار گیرند دارند. هنگامی که محدودیت در بازیابی شکل وجود دارد، این آلیاژها نیروهای ارتجاعی بالایی را تولید میکنند و به دلیل این خاصیت علاقه تکنولوژیکی زیادی برای استفاده از آلیاژهای حافظهدار در کاربردهای پزشکی و غیر پزشکی وجود دارد، به عبارت دیگر خواص ترمودینامیکی استثنایی آلیاژهای حافظهدار، عامل کاربردهای بسیار مهمی در زمینه مهندسی پزشکی شده است.
آلیاژهای حافظه دار به صورت یک طرفه و دو طرفه ساخته میشوند. منظور از یک طرفه بودن این است که این فلزات در یک جهت عملی را انجام میدهند و حالت برگشتپذیری ندارند. قابلیت آلیاژهای حافظه دار در بازیابی شکل پیش تعیین شده با حرارت دادن بالای دمای تغییر حالت و برگشت به شکل مشخص قبلی با سرد کردن به نام اثر حافظهداری دوطرفه خوانده میشود.

خانواده آلیاژهای حافظه دار
آلیاژهای حافظه دار مهم عبارتند از :
1-سیستمهای پایه مس
2- سیستمهای پایه آهن
3- آلیاژهای طلا-کادمیم
4- آلیاژهای برنج
5- آلیاژهای نیکل- تیتانیم.
آلیاژهای حافظهدار در پزشکی
آلیاژهای حافظهدار موادی هستند که پس از اینکه تحت کرنش قرار گرفتند در یک دمای خاص به شکل اصلی خود برمیگردند. در فرایند برگشت به شکل به یاد مانده آلیاژ میتواند نیروی زیادی تولید کند که جهت تحریک مفید است. این آلیاژها در بیش از 50 سیستم آلیاژی توسعه یافته اند. عمده ترین آلیاژهای حافظه دار که در مصارف پزشکی استفاده میشوند عبارتند از: NiTi (نایتینول) TiMo, NiTiMo.
کاربردهای پزشکی آلیاژهای حافظه دار نایتینول
دندان پزشکی (ارتودنسی) استفاده از آلیاژ حافظهدار در ارتودنسی جلوه دیگر از قابلیتهای آن است. بر خلاف سیمهای معمول در ارتودنسی که از جنس فولاد ضد زنگ 8-18 هستند و به صورت منقطع قادر به تنظیم و ترتیب دادن دندانها هستند و بیمار را ملزم به مراجعات زیاد به دندانپزشک میسازد؛ سیمهای ارتودنسی از جنس NiTi به دور از مشکلات فوق، نیروی مداوم و تدریجی به دندانها وارد میکند که این پدیده بر اساس مسطح بودن منحنی باربرداری این آلیاژ در دامنه زیادی از کرنشها است.
سیمهای ارتودنسی نایتینول با دندان حرکت کرده و در یک پهنای زمانی درمان و وضعیت دندان، نیروی ثابتی را اعمال میکنند.
کاربردهای دیگر
1-کاربرد برای درمان بیماریهای قلبی – عروقی
2- کاربردهای ارتوپدی نایتینول
3- کاربردهای ارتودنسی نایتینول
4- آندوسکوپهای فعال و انعطاف پذیر
5- دست مصنوعی
6- عقیم سازی لوله ای

